الشيخ المنتظري
580
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
و « وشيك السّعى » به معناى سعى نزديك و مقصود از آن سعى دنيايى است . مىفرمايد : طمع ها آنان را سير نكرده است تا بر اثر آن ، سعىِ نزديك دنيايى را بر كوشش هاى اخروى مقدّم بدارند . وضعيّت ما انسانها اين طور است كه طمع هاى دنيايى ما را اسير مىكند كه در نتيجه آن « سعى وشيك » را كه همان تلاش و كوشش براى رسيدن به دنياست مقدّم بر سعى آخرت مىداريم ، معمولاً مىگوييم دنيا نقد است و آخرت نسيه ، و حاضر نيستيم متاع نقد را رها كرده و نسيه را بگيريم ; امّا ملائكه اين چنين نيستند كه طمع در چيزهاى نزديك آنها را از عبادت و اطاعتشان نسبت به خداوند دور كند . « و لم يستعظموا ما مضى من اعمالهم » صفت ديگر ملائكه آن است كه اعمال گذشته خود را بزرگ نمىبينند . ممكن است و بسيار اتّفاق افتاده كه انسان اعمال گذشته خود را بزرگ دانسته و به همين خاطر گرفتار عُجب شده است ، ولى ملائكه هيچ گاه اعمال گذشته خود را بزرگ ندانسته اند ، آنها عبادت و اطاعت خداوند را براى خود وظيفه مىدانند و به همين خاطر هم منّتى بر خدا ندارند . « وَلَوِ اسْتَعْظَمُوا ذَلِكَ لَنَسَخَ الرَّجاءُ مِنْهُمْ شَفَقاتِ وَجَلِهِمْ » ( و اگر اعمال گذشته خود را بزرگ دانسته بودند ، اميدوارى آنها انواع ترس را از آنان دور مىساخت . ) « نَسَخَ » از مادّه « نَسْخ » به معناى زايل كردن و از بين بردن است . « شفقات » جمع « شَفَقَة » به معناى درجات ترس است . اين جمله مكمّل جمله قبل است . فرموده اند : ملائكه كارها و عبادتهاى گذشته خود را بزرگ نمىدانند ، زيرا « و لو استعظموا ذلك » اگر عبادت خود را بزرگ مىشمردند « لنسخ الرّجاء منهم شفقات وجلهم » موجب مىشد اميدوارى آنها به خداوند از مقدار ترس آنها كم كند ; و طبيعى است وقتى ترس آنها نسبت به خداوند كم شود در عبادات خود كوتاهى مىكنند . براى مثال : وقتى كارمند اداره اى بر اثر تشويق هاى رييس اداره مغرور شود ، طبعاً